اخلاص
آگوست 17, 2008 at 5:30 ب.ظ | In برای خدا | 1 Commentمکن قاطی به رنگ حق تو چیزی نمی ارزی پس از آن تو پشـیزی
خلــــوص آور به ایمان و به تقـوا دلــــت را رنگ ده بـــــا نـــــور الله
زمــــانه رهـــــزن بســـــیار دارد دل مـــارا به ناگـــــه خــوار سـازد
کمــین اندر کمـین بر بســتر راه به غفلت بشــــکند بر رهــروان پا
توکــــل بر خدا کـن با هـــدف رو علی(ع) را اقتدا کن زان سپس رو
به نور حــــضرت زهرا(س) مــنور مســیر و آسمان و سینه و سر
به ذکر پنج تن بر خلق نو شـــو درونی عطر افزا همچو گل شــو
به دنیا پشت کن اهل خـدا شو همه را کن رها عبد خدا شـــــو
به دنیا باش همچـــون مرغ آبی که در آب است و او را نم نیــــابی
سواری خور به دنیا موج بشکن خودت را زیر مـــــیل او مــــــیفکن
رها کن ســــــــینه را آزاد گردان به جز حق جملگی را روی گردان
نگردد جمع حــــــــب حق و دنیا بشو مخلص یکی را ترک بـــــنما
———————————————
در غفلت
آگوست 17, 2008 at 8:41 ق.ظ | In حدیث نفس | Leave a CommentTags: شعر
|
ماه شعبان هم رود همچون رجب |
نه به روزم نور باشد نه به شب |
| قدر این دو را کسی داند که راست | بنده ای مخلص به نور انبیاست |
| ما که مشغول خور و خوابیم و بس | میل دنیا قلبمان را کرده خس |
| تا به کی غفلت ز این مه های ماه | تابع شهوت اسیر نقش راه |
| باید از بیهودگی بیرون شویم | از فروغ نور دل مشهون شویم |
| همچو حیوان زیستن بازندگی است | گر چه جمله تحت نام زندگی است |
| این شود ممکن به ماه های عزیز | ریب و رنگ دل در این ماه ها بریز |
| در رجب در ماه شعبان ماه صوم | می شود خود را ز دل گرداند نو |
| نور حق در این سه ماه افزون شود | قلب افسرده حیاتش نو شود |
| امتداد دل رود سوی خدا | بر دل افتد بس نسیم از انبیا |
| یکسره گردد خزانِ جان بهار | دور افتد از مسیر ننگ وعار |
برای امام زمان
آگوست 17, 2008 at 8:32 ق.ظ | In شعر اهل بیت پیامبر(ص), مولا | Leave a CommentTags: امام زمان, شعر
|
من غمینم از دل بی حال خود |
از دو چشم خشک و دور از یار خود |
| من ندیدم یار زان جا رفته بود | کوچه ها از دوریش افسرده بود |
| گفت مولا چشم ها را تر کنید | از برای هجر او ماتم کنید |
| تا گناه است و دو چشم ناصواب | رخ کجا بنمود بر انسان گلاب |
| تا ز راه حق جدا افتاده دل | از گناه انسان نمی گردد خجل |
| باید اول راه را پیمود راست | تا ببینی در مسیرت مقتداست |
| چشم ها با پنج تن روشن شود | هر حزان با نورشان گلشن شود |
| این که مغروقی کنی در میل نفس | می شود دنیا برای جان قفس |
| میل دنیا نِه ، خدا را بین به دل | تا جدا گردی ز مرداب و ز گل |
| چون جدا گردی سفر گردد شروع | می شود ایمان برایت آبرو |
| آبروی جان تو را دریا کند | پاره ای از معجز قرآن کند |
| بین خمینی را چگونه کار کرد | دشمنان دین حق را خوار کرد |
| دست خالی بود لیکن با خدا | جمله عالم شد برای او سلاح |
| در مسیر فاطمی همچون علی | بنده ی حق بود بر دنیا ولی |
| جمله شاهان جهان خاشع بر او | نام او بر هر مسلمان آبرو |
| نور او امروز کارستان کند | حزب حق را حاکم لبنان کند |
| پیروی از او چو نصرالله نمود | همچو ماهی در شب ما رخ نمود |
| دل مشئ غافل ز مولا زنده هست | نسل زهرا در جهان پاینده است |
| تا ز آن هایی غنیمت دان بکوش | امر رهبر را نما آویز گوش |
روح حق
آگوست 17, 2008 at 8:14 ق.ظ | In مولا | Leave a Comment|
جان و دل را آب و جارو گر کنید |
به که شهری را چراغانی کنید |
| عطر اخلاق علی (ع) زان جلوه گر | این یکی را کار شاهان از هنر |
| هر چه گردد دور یار از جمع ما | از گناهان است ای شیغه به پا |
| گر ولی را در جماران دیده اید | بی شک آن جلوه به پاستور بنگرید |
| هر که قدر این و آن را پاسداشت | دان یقین یاری ز مهدی (عج) سوی ماست |
| ور نه بی اینان دروغی بیش نیست | ظلمتی اندر سراب نفس نیست |
| شیغه گردد با علی (ع) در اقتدار | جلوه گر شد مرتضی (ع) در روح یار |
| هم جکاران روشن از او هم خمین | خامنه را هست مولا نور عین |
| مهدی حق جلوه گر شد بر خمین | خامنه را کرد روشن با حسین |
| گر نبینی این و آن را کافری | از وجود شمس ایمان غافلی |
| بر لبان نام محمد(ص) بت پرست | ذاکر حق در درون شیطان پرست |
| نفس خود را می پرستی یا بتی | از می آب آمریکایی بی خودی |
| خود نمی دانی که نوشیدی شراب | جان و دل را کرده ای زان ها کباب |
| موج آن نفس و دلت را حاک کرد | روح حق را در درون در خاک کرد |
| مرده دل بوی جهنم می دهد | گر چه داد دین و مولا سر دهد |
| بار الاها قلب ما را زنده دار | رهبر اسلام را پاینده دار |
چراغ ره
آگوست 17, 2008 at 7:57 ق.ظ | In مولا | Leave a CommentTags: ولی فقیه, شعر
|
ولی فقیه بوی مولا دهد |
نسیمی ز مهدی (عج) به ما زان دمد |
| ولاین پذیری ز نقوا بود | تکبر کجا میل مولا هد |
| چو نفس ذغا آلت دیو شد | مسلمان زز شیطان به زنجیر شد |
| تکبر نمودست ابلیس ، دان | به درگاه الله ز کبر نهان |
| دلیل برون زاده ی آن بود | نه آدم زخاک و وی آتش بود |
| هر آنکی دلیلی به عصیان شمرد | ز کبر درون است قلبش بمرد |
| اطاعت ز مولا چراغ ره است | هر آنکس ندارد یقین گمره است |
| خدایا مرا یار مخلص نما | براه ولی فقیــــــــــــه ، باصفا |
آگوست 16, 2008 at 8:25 ب.ظ | In شعر اهل بیت پیامبر(ص) | Leave a Comment
| توبهای آرم به حق، آنهم نصوح | تا کنم نفس خودم را در سبو |
| ماه شعبان است و شیطان در تلاش | تا مسلمان هی بگوید کاش کاش |
| لیک من قصد خدا را کردهام | بار خود را زان به منزل بردهام |
| میل قطعی دلم بر بندگیست | طاعت حق در مسیر زندگی است |
| دوست دارم اهل بیت مصطفی(ص) | رشتهی کوثر ز زهرا(س)، مرتضی(ع) |
| هرچه خیرات است سپی حق براست | از درخت خاندان مصطفا(ص)ست |
| هر درختی جز به این بر باطل است | ریشهی آن از دل شیطان برست |
| دان سه مه را تو بهار اهل دل | زان ز بود خود شود دائم خجل |
| خشکی چشم سر و دل زان شود | خیر عالم را خدا در جان دمد |
| گر رجب را با علی(ع) طی کردهای | با محمد(ص) ماه شعبان میروی |
| بر خدا مهمان شوی ماه صیام | زان ز مردن میشوی سوی قیام |
| جان چو گردد پاک، مومن همچو شمع | میدرخشد بر همه بیحب نفس |
| زان چراغ راه میگردد به رفت | سهل گردد بهر او امر شگرف |
| دیو و شیطانها همه مغلوب او | جمله میگویند از اعجاز او |
| لیک او خود را بهجز عبدی نخواند | بندهی حق بود و خود را کس نخواند |
| شد خمینی یک جهانی را حیات | کرد آزاد از قیود و انقیاد |
| پرتو ای از او به لبنان درفتاد | شد به نصرالله قیامی پر ز داد |
| معجزی از او سی و سه روز شد | که شیاطین را دل و جانها فسرد |
آگوست 16, 2008 at 6:23 ب.ظ | In شعر اهل بیت پیامبر(ص) | Leave a Comment
| نخواهم جز شراب عشق، جامی | مرا جز این نباشد نیکنامی |
| اگر روزی دل از افسون بمیرد | هزاران رنگ از شیطان پذیرد |
| به تقوا زنده دارم جان خود را | اسیر خویش سازم نفس خود را |
| مرا میل و هوس گر هجمه آرند | دمارم را به یک لحظه درآرند |
| دو سد سازم به دل از مهر پاکان | سپر سازم به دل تصویر جانان |
| علی(ع) و حضرت زهرا(س) و احمد(ص) | حسن(ع) زا با حسین(ع) آل احمد(ص) |
| بدون این سپر نتوان خلاصی | به ره شد مستمر بیجرم و عاصی |
| دلیل راه بیبرهان نیاورد | به شهر علم دربی را خداوند |
| به هر راه دگر گردی چو داخل | به امر حق شوی محکوم و باطل |
| من اینرا خوب فهمیدم ز خوبان | بدون پنجتن دین است زندان |
| خدایا قلب ما را بازگردان | به نور پنجتن آزادگردان |
| به دین باشیم و جنت را مداوم | محب پنجتن در راه قائم(عج) |
مقام دنیا
آگوست 15, 2008 at 8:05 ق.ظ | In شعر اهل بیت پیامبر(ص) | 1 Commentاین مقامی که تو داری کس دیگر میداشت او بــــرفت و همه را بر دگــــرانی بگذاشت
تا به امروز رســـــیده به کــف تو ای دوســـت گر که خدمت بکنی بهر خدا این نیـکوست
ور نـــه تــــو هــم بنــهی بـر کــف افراد دگــــر چون زمان رفت شود حاصل تو خــون جگر
مقـــتـــــدا را مــنه از یاد برای دین کــــــــوش تا کند جمله خلایق به دو آید زان گـــــوش
خیر بینی و ملامـــت بشــــود پلـــــــه ی اوج در جهادی همه ی عمر نه در دامن مـــوج
چون شوی مخلص حق جمله خلایق با توست جان شـود پــــاک چــــو آن روز نخـــــست
میل دعا
آگوست 15, 2008 at 7:57 ق.ظ | In شعر اهل بیت پیامبر(ص) | Leave a Commentباز آمد در دلم میل دعــــــــــــــا یک نسیمی هست از سوی خـدا
گر غنیمت دانم و گردم مطـــیع میشود دل در طریق مصطفی(ص)
این هوسهای مداوم از هــــوی تخــم افشاند به دل تا انتـــــــــــها
بی شک ار گردد دعا ذکر مدام میروم دائم به حبّ مرتــضـــــی(ع)
باید آخر توبه ای آرم نصــــــــوح تا کنم دل را ز شیطان ها جــــــدا
بس بود بیهودگی در زندگــــی خواهم آخر بـنده گـردم بر خـــــــدا
در شب احیا خودم را هی زنم تا جدا گردم ز عمـــــــر بی بهــــــا
بار الـــــها رحم فرما بر حقـــــیر تـا نباشــــم بیش از این از تو جدا
نیایش
آگوست 15, 2008 at 7:55 ق.ظ | In برای خدا | Leave a Commentدست هایم را ملتمسانه به درگاه خدا بلند می کنم و با تمامی وجود از او می خواهم تا دریچه های نور را هر روز درخشان تر بر قلب غم گرفته ام باز و باز تر کند تا در ماه شعبان که متعلّق به رسول اکرم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله است باغ دلم را برای ورود به ماهِ ضیافت خدا رمضان عزیز آماده سازم و با اشک نیمه شب چمنزار تشنه باران رحمت خدا در سینه ام را با جلوه های نور و حضور محبوب آشنا تر سازم. خدایا تومیدانی که غنچه ی امید در دلم می خشکد بی یاد تو و زندان سینه ام تنگ تر و تلخ تر از همیشه راه نفس را بر من حبس می کند. پس به من فقیر و حقیر رحمتی آور و حضورت را دربرابر چشمانٍ غبار گرفته ام مستمر ساز و نیاز مرا به خودت یاد آوری فرما تا هیچ گاه غافل از ولّی نشوم و علی(ع)را غریب و مظلوم نبینم مگر اینکه در راهش جانفدا باشم
سرآغاز
آگوست 15, 2008 at 7:54 ق.ظ | In برای خدا | Leave a Commentبا نام خدا آغاز میکنم.او که مارا هستیبخشید و با بعثت پیامبران خود راه هدایت را برما هموار فرمود و عقل مارا پرورش داد تا چون حیوانات نباشیم و در سایه لطف و کرم او به سوی انسان شدن حرکت می کنیم
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.