برای امام زمان
آگوست 17, 2008 at 8:32 ق.ظ | In شعر اهل بیت پیامبر(ص), مولا | Leave a CommentTags: امام زمان, شعر
|
من غمینم از دل بی حال خود |
از دو چشم خشک و دور از یار خود |
| من ندیدم یار زان جا رفته بود | کوچه ها از دوریش افسرده بود |
| گفت مولا چشم ها را تر کنید | از برای هجر او ماتم کنید |
| تا گناه است و دو چشم ناصواب | رخ کجا بنمود بر انسان گلاب |
| تا ز راه حق جدا افتاده دل | از گناه انسان نمی گردد خجل |
| باید اول راه را پیمود راست | تا ببینی در مسیرت مقتداست |
| چشم ها با پنج تن روشن شود | هر حزان با نورشان گلشن شود |
| این که مغروقی کنی در میل نفس | می شود دنیا برای جان قفس |
| میل دنیا نِه ، خدا را بین به دل | تا جدا گردی ز مرداب و ز گل |
| چون جدا گردی سفر گردد شروع | می شود ایمان برایت آبرو |
| آبروی جان تو را دریا کند | پاره ای از معجز قرآن کند |
| بین خمینی را چگونه کار کرد | دشمنان دین حق را خوار کرد |
| دست خالی بود لیکن با خدا | جمله عالم شد برای او سلاح |
| در مسیر فاطمی همچون علی | بنده ی حق بود بر دنیا ولی |
| جمله شاهان جهان خاشع بر او | نام او بر هر مسلمان آبرو |
| نور او امروز کارستان کند | حزب حق را حاکم لبنان کند |
| پیروی از او چو نصرالله نمود | همچو ماهی در شب ما رخ نمود |
| دل مشئ غافل ز مولا زنده هست | نسل زهرا در جهان پاینده است |
| تا ز آن هایی غنیمت دان بکوش | امر رهبر را نما آویز گوش |
No Comments Yet »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.